پیکاسو : همه مي خواهند به فهم نقاشي برسند. چرا هيچ كس تلاش نمي كند آواز پرندگان را درك كند؟

 محمود فرشچیان متولد ۱۳۰۸ هجری در اصفهان، از دوران کودکی استعداد و علاقه خود را در زمینه نقاشی نمایان کرد. وی دراین باره می‌گوید:
 ۴ سالگی را خوب به یاد دارم. روی زمین می‌نشستم و نقش‌های قالی را روی کاغذ می‌کشیدم. پدرم هم از این وضعیت راضی بود.
پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود و آثار نفیس را خریداری و جمع‌آوری می‌کرد، با مشاهده استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 8:40 |
زندگینامه یک هنرمند ایرانی -شماره 2

 

استاد عباس کاتوزیان

عباس کاتوزیان (۱۳۰۲ تهران - ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ تهران) از نقاشان بنام معاصر بود.

وی تحصیلات خود را از دبیرستان کمال الملک آغاز کرد و بعدها مدتی نیز بعنوان نایب رییس این دبیرستان فعالیت کرد. از جمله اساتید او استاد حسین شیخ و استاد محمود اولیا بوده‌اند.

موضوعات نقاشی وی عمدتاً پیرامون زرتشت، شهریار، اعتیاد و جنگ ایران و عراق بود. مرحوم استاد عباس کاتوزیان از جمله برترین نقاشان معاصر ایران بودند که آثار بسیاری به سبک رئالیسم و اکسپرسیونیسم از خود به یادگار گذاشتند. ایشان یکی از قوی ترین نقاشان پرتره و فیگوراتیو در میان نقاشان معاصر ایران می باشند.

از آثار معروف ایشان می توان تابلوی دختر زیبای کرد را نام برد که شاید تا کنون صدها تخته فرش از رویش کپی و بافته شده است.

 

آثاری چون « گر آمدنم به من بدی نامدمی»، تابلوی نقاش پیر، ترمه فروش، نگاه رند و همچنین ترکیب بندی های استادانه ای از سبد های گل و میوه همگی از جمله آثار جاودانه تاریخ هنر نقاشی رئالیسم ایران می باشند. در طول زندگی پر بار هنری او ۲۷ نمایشگاه در تهران و ۹ نمایشگاه در آبادان از آثارش ترتیب داده شد.

وی تنها نقاش ایرانیست که در سال ۱۳۵۲ نمایشگاهی همراه با آثار شادروان استاد کمال الملک در مجلس شورای ملی آن زمان از آثارش افتتاح شد و مدت ۱۰۰ روز در معرض دید شیفتگان هنر قرار داشت. استاد برگزاری این نمایشگاه را افتخار بزرگی در زندگی خویش می دانستند.

تعداد ۵ نمایشگاه در آمریکا و یک نمایشگاه در لرد لیتون هاوس لندن (کتابخانه ملی) از آثار استاد برپا شد که با نقد مطبوعات و مصاحبه رادیو و تلویزیون همراه بود.

همچنین دو نمایشگاه از آثار استاد در فرانسه برگزار گردید که در ۳ شماره مجله ایماژ دو موند نقد و به چاپ رسید. آثار او در نمایشگاه‌ها و موزه‌های داخلی و موزه‌های اروپایی در معرض دید قرار دارد

آخرین نمایشگاه استاد

تنها دو روز پس از افتتاح این نمایشگاه که حاصل ۵۰ سال زندگی نقاشانه عباس کاتوزیان بود‌، وی در منزلش به ‌خوابی ابدی فرو رفت و بامداد روز بعد را ندید. عباس کاتوزیان در زمینه‌ی نقاشی رئال و فیگوراتیو شهرت داشت و در آخرین نمایشگاهش نیز آثاری را عرضه کرد که حکایت از همان سبک و سیاق همیشگی نقاشییش بود. 

 عزیز گرانمایه برای دیدن برخی از آثار این هنرمند فقید روی اینجا کلیک فرمایید.    

راهنما : بعد از رفتن به آدرس فوق و انتخاب سرعت دانلود -روی لینک "ایجاد لینک دانلود" کلیک کنید

+ نوشته شده توسط آرش نخعی در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ و ساعت 12:35 |
زندگینامه یک هنرمند ایرانی

 

استاد حسین بهزاد

استاد حسین بهزاد فرزند فضل الله اصفهانی در سال 1273 شمسی متولد شد.
پدرش فضل الله اصفهانی قلمدان ساز و نقاش آبرنگ بسیار ماهر و زبردستی بود.


حسین بهزاد از سن هفت سالگی و به امر پدر در کارگاه قلمدان سازی ملا علی قلمدان ساز به کار مشغول شد...

پس از چندی استاد و پدرش هر دو به مرض وبا درگذشتند و حسین بهزاد دوران کودکی و نوجوانی سخت و طاقت فرسایی را پشت سر گذاشت.


فقر اقتصادی توأم با فشارهای زایدالوصف ناپدری اش زندگی را سخت به کام او تلخ می کرد.
آنچه بود پس از مرگ استاد، نخست به شاگردی میرزا حسن پیکرنگار گمارده شد و با توسعه کمی و کیفی کار استاد،حسین بهزاد نیز که در فراگیری مینیاتور استعداد قابل توجهی از خود نشان داده بود، خیلی زود به شهرت رسید و بسیاری از آثار مینیاتوری سفارش شده به کارگاه میرزا حسن را بهزاد ساخته و پرداخته می کرد.

 

حسین بهزاد به ویژه در کپیه کردن از آثار مینیاتوری قدیم که سخت مورد توجه اروپاییان و دلالان ایرانی بود، استعداد و توانایی بسیار زیادی از خود نشان داد.
حسین بهزاد از سن 18 سالگی کارگاه مینیاتوری مستقلی دایر کرده به سرعت کار او با استقبال فراوان روبه رو شد.
او به ویژه آثار کمال الدین بهزاد و رضا عباسی از مینیاتوریست های صاحب نام و درجه اول دوران صفویه را با استادی تمام کپیه می کرد.

 

حسین بهزاد برای مطالعه در آثار نقاشی جدید و قدیم هنرمندان اروپایی، بارها از اروپا دیدن کرد و آثار و مینیاتورهای او در چندین نمایشگاه هنری ایران، اروپا و آمریکا به نمایش گذاشته شد و با استقبال فراوان روبرو شد.
از حسین بهزاد که سالها کارمند فنی اداره کل باستانشناسی و استاد مینیاتور هنرستان هنرهای زیبای تهران بود، تابلوهای مینیاتوری نفیس و بسیار ارزنده و گرانبهایی به یادگار مانده است که برخی از آنها عبارتند از: ایوان مدائن، فردوسی و قهرمانان شاهنامه، ابن سینا بر بالین بیمار عشق (در 2 تابلوی مختلف)، صاحبان طلای سیاه، حافظ شیراز، نیمه شب حافظ، شب حافظ، اندیشه حکیم ابوعلی سینا، پند خیام ( در دو تابلوی مختلف)، دختر رز (در سه تابلوی مختلف)، خیال، دو دلداده، موسی و شبان، خواب خوش، بهرام و گل اندام، نگاه، بهار و جوانی، آفرینش از نظر خیام، ناز، قیام کاوه آهنگر، اسرار ازل، عصیان، خسرو و پرویز، در جستجوی انسان تابلوی نیم تمام، بهشت و دوزخ، طنازی و خیام.
استاد حسین بهزاد نقاش و مینیاتوریست نام آور کشور در 21 مهر 1347 درگذشت

و اما ... پیرو قراردادی که در سال 1371 ه.ش بین سازمان میراث فرهنگی و پرویز بهزاد (پسر استاد حسین بهزاد) منعقد گردید تعداد 289 اثر از آثار استاد حسین بهزاد مینیاتوریست در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت و مقرر گردید موزه ای با نام "موزه استاد بهزاد" جهت حفظ ، نمایش و پژوهش درآثار این هنرمند گرانقدرافتتاح گردد و این امر رسما در 28 اردیبهشت 1373 ه.ش به مناسبت صدمین سالگرد تولد استاد حسین بهزاد درروزجهانی موزه ها انجام شد.

این موزه از سال 1385 ه.ش به دلیل تتعمیراتی تعطیل شد واز سال 1391 ه.ش با شرایط بهتر و رعایت برخی از استانداردهای موزه ای مجددا به فعالیت خود ادامه داده است. موزه استاد بهزاد دارای پنج سالن با آثار متنوعی از طراحیهای مدادی و مرکبی ، نگارگریهای رنگی با مضامین مختلف از دوره های چندگانه کاری هنرمند و استاد ارزشمند ، حسین بهزاد مینیاتور می باشد

 

 


برچسب‌ها: استاد حسین بهزاد, بهزاد
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 19:59 |

به بهانه سال مار

بیش از ۷ قرن پیش وقتی مغولان به ایران حمله کردند، درکنار همه تخریب ها و تغییرهای فرهنگی که به ایران تحمیل کردند، گاهشماری چینی- اویغوری را هم وارد فرهنگ ایرانی کردند.

گاهشماری که مبنای آن نامگذاری دوره ای و گردشی سال ها به نام ۱۲ حیوان بود. گاهشماری که با گاهشماری ایرانی ترکیب شد و تاکنون هم در باورهای عامیانه، به آن استناد می شود.


هرچند در اوایل به کارگیری گاه‌شماری حیوانی، بیشتر از مطابقت با ماه‌های هجری قمری استفاده می شد، امّا در دوره‌های بعد، بیشتر گاه‌شماری جلالی و برج‌های دوازده گانهٔ آن مورد استفاده قرار می گرفت.

بر این اساس، طول متوسط سال برای کارهای رسمی و مالیاتی در گاهشماری حیوانی، برابر با طول متوسط سال حقیقی خورشیدی بود.
تا دوره صفویه، گاه‌شماری حیوانی با ماههای قمری رواج داشت، امّا از دوره صفویه، مقرر گردید که علاوه بر ماههای قمری، ماههای شمسی نیز در تقویم‌های سالیانه ثبت شود. این روش از عصر صفویه تا سال ۱۳۲۹ هجری قمری ادامه داشت.در این سال ماههای شمسی با نام برج‌های دوازده گانه پذیرفته شده و در تقویم‌های سالیانه ثبت شدند.
ریشه و خاستگاه این گاه‌شماری و علت تأثیرگذاری این دوازده حیوان خاص بر سرنوشت زمین و انسان، به یک افسانهٔ کهن بودایی بازمی گردد.

نام سال‌های دوازده گانهٔ حیوانی در ایران که با تقویم اویغوری-چینی تفاوتهایی دارد، به ترتیب عبارتند از:

۱. موش ۲. گاو ۳. پلنگ ۴. خرگوش ۵. نهنگ ۶. مار ۷. اسب ۸. گوسفند ۹. میمون ۱۰. مرغ ۱۱. سگ ۱۲. خوک

به این ترتیب متولدین سالهای: ۱۲۸۴، ۱۲۹۶، ۱۳۰۸، ۱۳۲۰، ۱۳۳۲، ۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸، ۱۳۸۰، ۱۳۹۲، و... د سال مار به دنیا آمده اند.


یک سال عجیب در راه است؟

معروف است که سال مار همیشه با حوادث عجیب و غریب و اتفاق های غیرمنتظره همراه بوده است. از کودتای ۲۸ مرداد تا حمله به برج های دوقلو در امریکا. کافی ست نگاهی به برخی از این اتفاق ها بیندازید تا ببینید سال هایی که نام «مار» را برخود داشته اند، چه سالهای عجیبی بوده اند:

۱۳۰۸ : مرگ احمدشاه قاجار , درگیریهای شدید در بیت المقدس و نخستین برخوردها بین اعراب ویهودیان
۱۳۲۰ : حمله ی متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران , ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر
۱۳۳۲ : کودتای امریکایی ۲۸ مرداد , حادثه ۱۶ آذر و شهادت ۳ دانشجوی معترض دانشگاه تران به حضور نیکسون در ایران , به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر
۱۳۴۴ : تیراندازی به شاه درکاخ مرمر , درگیریهای هند وپاکستان برسرکشمیر , شروع انقلاب فرهنگی درچین
۱۳۵۶ : درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی
۱۳۶۸: رحلت امام خمینی , تخریب دیواربرلین
۱۳۸۰ : واقعه ۱۱ سپتامبر و حمله به برجهای دوقلو درنیویورک , حمله ی آمریکا به افغانستان , سیل وبارندگی درشمال و قطع سراسری برق درکشور , برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا باجنگنده ی چینی

آیا در پایان سال ۹۲ هم اتفاق های عجیب سال به این لیست اضافه خواهد شد؟

به هر حال وبلاگ دنیای هنر سالی پر از شادی و سلامتی برای کلیه کاربران محترم مخصوصا جامعه هنری ایران آرزو می نماید چرا که اگر سلامتی باشد همه چیز جور می شود . پیروز باشید ............ارش نخعی

منبع مطالب : افکار نیوز

 


برچسب‌ها: سال مار
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 14:41 |

استاد کمال الملک (با اثار کمتر شناخته شده )

محمد غفاری معروف به کمال‌المُلک نقاش ایرانی (زاده ۱۲۲۷ - درگذشته ۱۳۱۹) یکی از مشهورترین و پر نفوذترین شخصیت‌های تاریخ هنر معاصر ایران به شمار می‌آید. او برادرزاده صنیع‌الملک است.

وی در یکی از خانواده‌های هنرمند و سرشناس در کاشان چشم به جهان گشود. غفاری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در کاشان به همراه برادر بزرگترش به تهران آمد و در دارالفنون در رشتهٔ نقاشی ادامه تحصیل داد. پس از گذشت سه سال تحصیل وی در دارالفنون، هنگامی که ناصر الدین شاه از این مدرسه بازدید می‌کرد، کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند.

با حضور در دربار، ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص به وی داده شد و پس از چندی تاثیر آثار محمد غفاری سبب گردید تا ناصرالدین شاه خود به شاگردی وی در آید و او را در ابتدا به لقب نقاش‌باشی و سپس به لقب کمال الملک منصوب کند. در مدت حضور وی در دربار، او ۱۷۰ تابلو کشید که معروف‌ترین آن‌ها تالار آینه می‌باشد و اولین تابلوییست که آن را امضا کرده‌است.

پس از مرگ ناصرالدین شاه و به سلطنت رسیدن مظفر الدین شاه، کمال الملک برای ادامه تحصیل در زمینه نقاشی و زبان فرانسوی و همچنین بازدید از موزه‌ها، عازم اروپا شد. او در مدت سه سال در ایتالیا، فرانسه و مدت کوتاهی در اتریش زندگی کرد و در طی این مدت با بازدید از موزه‌های مهم شهرهای فلورانس، رم و پاریس، از آثار نقاشان برجسته‌ای چون روبنس، تیسین و رامبراند در حدود دوازده کپی نقاشی کرد.

بازگشت کمال الملک به ایران، مصادف با انقلاب مشروطه می‌شود. در این هنگام کمال الملک با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادی خواه فرانسه، به سهم خود با حرکت مردم، همراه می‌شود. در نهایت در اردیبهشت ۱۳۰۷ وی به روستای حسین آباد نیشابور تبعید شد و مابقی عمر خود را در آنجا گذراند. وی در سال ۱۳۱۹ در سن ۹۵ سالگی در گذشت و پیکر او را در کنار عطار نیشابوری به خاک سپردند.

کودک در لباس ملوانی سال ۱۳۹۲ شمسی

تولد و خانواده

محمّد غفّاری در خانواده‌ای هنرمند و سرشناس در شهر کاشان بدنیا آمد، وی برادر زاده میرزا ابوالحسن غفّاری معروف به صنیع الملک از اولین تحصیل کردگان ایرانی در فرنگ و از افراد پرنفوذ دوره قاجار بود. غفّّاری تحصیلات اوّلیّه‌اش را در مکتب مکاتب زادگاهش گذراند. پدرش میرزا بزرگ که همچون پدرانش دارای حرفهٔ نقاشی بود، ابو تراب، پسر بزرگترش و محمّد را برای ادامه تحصیل راهی تهران کرد.

فونتن لاتور سال ۱۲۷۸

مهاجرت به تهران

کمال الملک پس از حضور در تهران، به همراه برادر بزرگترش در مدرسه دارالفنون در رشتهٔ نقاشی مشغول به تحصیل شد، هر دو برادر در مدت سه سال تحصیل خود توانستند موفقیت‌های بسیاری را کسب کنند. در پایان سال سوم، ناصرالدین شاه در حین بازدید از مدرسه دارالفنون با دیدن تابلویی که از چهره اعتضاد السلطنه، رئیس وقت مدرسه دارالفنون که توسط محمد غفاری کشیده شده بود، تحت تاثیر قرار گرفت و دستور داد تا او را به عنوان نقاش به استخدام دربار در آورند.

 حکیم الملک

حضور در دربار قاجار

با حضور در دربار، در ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص به وی داده شد و پس از چندی تاثیر آثار محمد غفاری سبب گردید تا ناصرالدین شاه خود به شاگردی وی در آید و او را در ابتدا به لقب نقاش باشی و سپس به لقب کمال الملک منصوب کند. کمال الملک پس از چندی با خواهر مفتاح الملک یکی از مقامات دربار ازدواج کرد که ثمرهٔ این ازدواج یک دختر به نام نصرت و پسری به نام حسین علی خان شد. در مدت حضور وی در دربار، او ۱۷۰ تابلو کشید که معروف‌ترین آن‌ها تالار آینه می‌باشد و اولین تابلوییست که آن را امضا کرده‌است.

ناصر الملک قره قزلو سال ۱۲۸۹ شمسی

اتهام دزدی

کمال الملک که تمام وقت خود را در برای نقاشی کردن در کاخ گلستان می‌گذراند، با دزدیده شدن مقداری طلا از تخت طاووس مورد سوء ظن ماموران حکومتی قرار گرفت تا جایی که وی را برای مدت چهار ساعت مورد بازجویی قرار دادند که نهایتا با اعتراف سارق، سوء ظن‌ها از وی برطرف شد.

سرایدار باشی و سرایداران سال ۱۲۵۴

سفر به اروپا

پس از کشته شدن ناصر الدین شاه کمال الملک برای مطالعه به اروپا رفت.  مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید؛ و در موزه‌ها به رونگاری از آثار استادانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتنلاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. او به دستور مظفر الدین شاه به ایران بازگشت  و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواست‌های شاه جدید کنار بیاید. به عراق رفت و چند سالی را در آنجا گذرانید.

 مرد مصری سال ۱۲۷۵ شمسی

پرده‌های زرگر بغدادی  و میدان کربلا  را به هنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد. او اگرچه به مشروطه خواهان متمایل بود (پرده علیقلی خان بختیاری (سردار اسعد) گواه آن است) در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. در سال‌های بعد مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. در این مدرسه با کوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت که زبده‌ترین شان خود استادانی در مکتب او شدند. سرانجام به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید  و به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور کوچید.

 در آنجا بر اثر حادثه‌ای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سال‌های آخر زندگانی به نقاشی ادامه داد. کمال الملک از همان آغاز فعالیت هنری اش تمایلی قوی و آشکار به روش و اسلوب طبیعت گرایی اروپایی داشت. با ظهور کمال الملک وظیفه‌ای جدید برای نقاش دربار معین شد. او می‌بایست رویدادها، اشخاص، ساختمان‌ها، باغ‌ها و غیره را همچون عکاسی دقیق ثبت کند تا به عادی‌ترین مظاهر زندگی و محیط درباری سندیت تاریخی بخشد. بی سبب نیست که کمال الملک در این دوره اغلب پرده‌هایش را با افزودن شرحی درباره موضوع رقم می‌زد. (مثلاً: طبیعت بیجان با گلدان و پرنده شکار شده،

با این زمینه فکری و هنری کمال الملک به اروپا رفت. هدف او شاید فقط ارتقای سطح دانش فنی اش بود. ولی در موزه‌ها آثار استادان رنسانس و باروک را دید و شیفته آنها شد. منطقاً او به لحاظ فرهنگی، ذهنی و سابقه هنری آمادگی رویارویی و احتمالاً بهره گیری از جنبش‌های دریافتگری (امپرسیونیسم) و پسا-دریافتگری را نداشت. اما زیبایی‌شناسی کلاسیسیسم رنسانس و سبک و اسلوب بغرنج هنرمندانی چون رامبراند را نیز به درستی درک نکرد (چنان که مثلاً در هیچ یک از نقاشی‌های کمال الملک و شاگردانش نشانی از آشنایی با اسلوب لعاب رنگ کاری به چشم نمی‌خورد.) با این حال آکادمی گرایی در او قوت گرفت؛ و هنگامی که به ایران بازگشت بیش از پیش به هنر دانشگاهی سده نوزدهم وابسته شده بود. حتی بعداً در بازنمایی موفقیت آمیز برخی موضوع‌های اجتماعی نیز از این وابستگی رهایی نیافت. او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تک چهره‌هایی چون «سید نصرالله تقوی» قابلیت و مهارت خود را به حد کمال نمایان ساخت. کمال الملک با کوشش‌های خود در مقام نقاش و معلم پاسخی متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه اش به ضرورت تحول هنری جامعه داد. بازتاب این کوشش‌ها در ذهن مردم خصوصیات اخلاقی، نحوه زندگی و واقعه کور شدنش از او یک مرد افسانه‌ای ساخت.

آثار کپی از استاد در سالهای کسب علم

از جمله دیگر آثارش: دورنمای صفی آباد  عملهطرب؛ حوضخانه صاحبقرانیه  منظره آبشاردوقلو  مرد مصری  فالگیر یهودی؛ دهکده مغانک  تک چهره خود هنرمند  تک‌چهره صنیع الدوله؛ نیمرخ هنرمند  منظره کوه شمیران

 بازگشت به ایران

بازگشت کمال الملک به ایران، مصادف با انقلابمشروطه می‌شود. در این هنگام کمال الملک با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادی خواه فرانسه، به سهم خود با حرکت مردم، همراه می‌شود.کمال الملک در همان دورهٔ قاجار به جرگهٔ فراماسونرها پیوست؛ لژی که او بدان پیوست از نامدارترین لژهای فراماسونری در ایران بود و لژ بیداری ایرانیان نام داشت که در آن بسیاری از شخصیت‌های علمی، ادبی و سیاسی عضو بودند.

آثار کپی از استاد در سالهای کسب علم

سفر یا تبعید به نیشابور

 سرانجام محمد غفاری (کمال الملک) در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ درگذشت و در نیشابور و در کنار قبر عطار نیشابوری مدفون گشت.

 

 

 آثار کپی از استاد در سالهای کسب علم

 

در پایان جای دارد از شما دعوت نماییم  تا از سایت کمال الملک که با همین نام و به آدرس ذیل فعالیت دارد دیدن فرمایید 

       سایت کما الملک


برچسب‌ها: کمال الملک, آثار کمال الملک
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت 10:15 |

هنر و نقاشی دوره معاصر بعد از قاجاریه

اثر استاد هادی تجویدی


جنبشی که مشروطیت و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن در تاریخ نقاشی ایران ایجاد کرد، باعث شد نقاشی ایران فصلی نو را به تاریخِ نقاشی بیفزاید که بسیار متفاوت تر از تمامی سبک هایی بود که تا آن زمان به خود دیده بود. این فصل در تاریخ نقاشی ایران،«دوران معاصر» نامیده شده است.

عکسی منتصب به مدرسه صنایع مستظرفه


موج تجددخواهی برخواسته از مشروطیت، ادبیات را سخت تکان داد و نقاشی ایرانی که خود،گاه وابسته به ادبیات هم هست متحول شد. شاید کمال الملک در مقامش در دربار بیش از سایر نقاشان آن زمان فکر تجدد به سر داشت. وی پس از سفر مطالعاتی اش به اروپا، مدرسه ی«صنایع مستظرفه» را با نیت اصلاح و ترقی نقاشی ایران بنا نهاد.

البته تأسیس این مدرسه در سال 1329.ق، تغییر کیفی و اساسی در نقاشی ایران پدید نیاورد. تداوم تغییرات اساسیِ نقاشی را به اشکال تازه تر، سی سال بعد در هنرکده ی هنرهای زیبا و بیست سال بعد در هنرکده ی هنرهای تزیینی می توان دید. اندیشه ی تجدد که از غرب به ایران آمده بود، ابتدا نه درست شناخته شد و نه در کل جامعه مقبول افتاد و این نسبت به سطح اطلاعات نسلِ آن زمان واکنشی طبیعی بود.
در اصل تحول نقاشی که جرقه اش در عصر مشروطیت زده شده بود در دوران پهلوی ایجاد شد. به طور کلی، چهار جریان موازی را در نقاشی معاصر ایران می توان تشخیص داد: «نقاشی آکـادمیک»، «نـگارگری جـدید»، «نـقـاشـی قـهـوه خانه» و «نقاشی نوگرا».
که به اختصار درباره نگارگری جدید و نقاشی آکادمیک توضیحاتی آورده میشود.

نقاشی آکادمیک: این نقاشی که در عهد رضاشاه رونق پیدا کرده بود، سبک رسمی این دوره را شکل داد که به نقاشی های دربار قاجار شباهت زیادی داشت و بیشترین تفاوت آن در انتخاب موضوع بوده است. مجموع نقاشان این سبک دست پرورده ی کمال الملک هستند.آنان به پیروی از کمال الملک الگوی مطلوب خود را در «رافائل »، «تیسین »،«روبنس »و«رامبرانت » می جستند.

نگارگری جدید: تا اواخر دوره ی قاجار بسیاری از قلمدان نگاران مقیم پایتخت و شهرهای دیگر به کار نگارگری نیز می پرداختند، در صورتی که نگارگری خود یک تخصص مستقل بود. این وضع تا اوایل حکومت رضاشاه ادامه داشت تا این که در این زمان با اقداماتی که برای احیای هنرهای سنتی انجام شد باعث شد حرکتی تازه در زمینه نگارگری آغاز شود.

استاد هادی تجویدی

جنبش نگارگری جدید رسماً با«هادی تجویدی» آغاز شد و تاریخ هنر نگارگری افتخارات این فصلش را همیشه مدیون تجویدی بوده است. او که در هنرستان«صنایع قدیمه » تدریس می کرد شاگردانی چون علی کریمی، محمدعلی زاویه و ابوطالب مقیمی را پرورد

 

اثز استاد هادی تجویدی


نگارگری در ماهیت، نگاه به گذشته دارد. اما هنرمندان متعلق به این سبک کوشیدند که آثارشان را با سلیقه ی زمان سازگار کنند. در واقع باز هم سنت شکنی دیگری ایجاد شد. یکی از ویژگی های مینیاتورهای(نگارگری)امروزی، توجه خاص آن به نمایش چهره های بسیار زیباتر و متنوع تر از آثار گذشته است. همچنین«پرسپکتیو »در این آثار به وجهی تازه و خاص خودنمایی می کند. از جمله استادان معاصر این سبک محمدباقر آقامیری، محمود فرشچیان و دیگر استادان صاحب نام اند.

اثر اوژن فلاندن بعد از دوره قاجار (گرکان)۱

اثر اوژن فلاندن بعد از دوره قاجار (گرکان)۲

منابع:
1 سیر هنر در تاریخ2/دکتر امیرحسین ذکرگو/انتشارات مدرسه
2 علم مناظر و مرایا/دکتر داریوش ترکی شریف آبادی ندا ابراهیمی/چاپ و نشر کتاب های درسی ایران
3 نقاشی ایران از دیرباز تا امروز/رویین پاکباز/انتشارات زرین و سیمین


برچسب‌ها: هنرمعاصر, هنر بعداز قاجار
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ و ساعت 7:49 |

رشد چشمگیر هنر نقاشی در دوره قاجاریه

هنر ايران‌ در عهد ‌قاجاریه در رشته‌هايي‌ همچون‌ نقاشي‌ و صنايع‌ مستظرفه‌ به‌ پيشرفت‌هاي‌ چشمگيري‌ نايل‌ آمد ولي‌ در ساير شاخه‌هاي‌ هنري‌ در رخوت‌ و ركودي‌ نسبي‌ فرو رفت‌. نقاشي‌ اين‌ دوره‌ تا حدودي‌ از سبك‌ غربي‌ تأثير پذيرفت‌ و بيشتر بر روي‌ پارچه‌ وبوم‌ ترسيم‌ مي‌گشت‌ ولي‌ در كنار آن‌ سبك‌ و مكتب‌ جديدي‌ به‌ نام‌ مكتب‌ نقاشي‌ قاجاريه‌ نيز پديد آمد كه‌ بر در و ديوار كاخ‌ها و منازل‌ و اماكن‌ عمومي‌ كشيده‌ مي‌شد.

اين‌ هنر در اواسط قاجاريه‌ به‌ اوج‌ شكوفايي‌ خود رسيد و تزئينات‌ مختلف‌ ساختمانها بوسيله‌ نقاشي‌هاي‌ هفت‌ رنگ‌ و مينايي‌ با نقوش‌ مينياتور، نقش‌هاي‌ انساني‌ وحيواني‌ و گياهي‌ و طرح‌هاي‌ تزئيني‌ غربي‌ و رومي‌ و يوناني‌ اجرا مي‌گشت‌. در نقاشي‌ اين‌ دوره‌ از رنگ‌هاي‌ جديد و تند مانند قرمز به‌ فراواني‌ استفاده‌ مي‌شد.

 

 نقاشي‌ مينياتور نيز در دوره‌ قاجاريه‌ به‌ رشد و تعالي‌ والايي‌ دست‌ يافت‌ و ترسيم‌ تصاوير افراد و تك‌ چهره‌ها در زمره‌ زيباترين‌ و گرانبهاترين‌ نقاشي‌هاي‌ مينياتور اين‌ دوره‌ محسوب‌ مي‌گرديد.


 

 

در دوره‌ حكومت‌ فتحعلي‌ شاه‌ و ناصرالدين‌ شاه‌ مينياتورهاي‌ بسيار زيبايي‌ ترسيم‌ شد و در هيچ‌ دوره‌ تاريخي‌ ديگر اين‌ تعداد تصوير از سلاطين‌ و پادشاهان‌ ايران‌ ترسيم‌ نگرديد; اين‌ تصاوير بسيار زيبا بر روي‌ بوم‌ پارچه‌اي‌ و كاشي‌ اجرا مي‌شد.

از ويژگي‌هاي‌ نقاشي‌ قاجاريه‌ ابداع‌ مكتب‌ نقاشي‌ قهوه‌خانه‌اي‌ بود و تصاوير زيبايي‌ از داستان‌هاي‌ شاهنامه‌ فردوسي‌ و قهرمانان‌ تاريخي‌ ايران‌ بر ديوارها ترسيم‌ مي‌گشت‌.

از نقاشان قهوه‌خانه نيز مى‌توان حسين قوللر آقاسي، محمد مدبره، محمد حميدي، عباس بلوکى‌فر، حسين همداني، حسن اسماعيل‌زاده و ميرزا مهدى شيرازى را نام برد. نقاشى قهوه‌خانه، نقاشى‌هاى حماسى مذهبى و ملى است که به اين نام مشهور شده‌اند.   

هنر نقاشي‌ با بهره‌گيري‌ از شيوه‌ غربي‌ نيز به‌ موازات‌ ساير فن‌ آوري‌هاي‌ هنري‌ در ايران‌ رواج‌ يافت‌ و در اواخر دوره‌ قاجاريه‌ به‌ اوج‌ خود رسيد.

ابداع‌ و رواج‌ نوعي‌ خاصي‌ از نقاشي‌ با فن‌ آوري‌ و تكنيك‌ غربي‌ كه‌ به‌ طرز خارق‌ العاده‌اي‌ ايراني‌ شده‌ است‌ از ديگر ويژگي‌هاي‌ مهم‌ نقاشي‌ اين‌ عهد به‌ شمار مي‌رود. در اين‌ سبك‌ با وجود به‌ كارگيري‌ تمامي‌ عناصر نقاشي‌ غربي‌ از قبيل‌ طرح‌، نقش‌، بافت‌ رنگ‌ و مواد و قلم‌ مو به‌ همراه‌ به‌ كارگيري‌ اصول‌ و قواعد نقاشي‌ غربي‌ مانند نور و سايه‌ و رنگ‌هاي‌ مكمل‌ و پرسپكتيو; روح‌ حاكم‌ بر نقاشي‌ كاملا ايراني‌ است‌. اين‌ سبك‌ نقاشي‌ توانست‌ در دوره‌ قاجاريه‌ و حتي‌ پهلوي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مكتب‌ اصيل‌، زيبا، زنده‌ و ماندگار جاي‌ خود را در تاريخ‌ نقاشي‌ ايران‌ باز نمايد.

نقاشان مشهور اين دوران عبارتند از: ميرزا بابا، سيد ميرزا و محمد صادق. اين‌ها بنيان‌گذاران مکتب قاجارى هستند. از ديگر نقاشان مشهور اين دوران، مهرعلي، عبدالله‌خان، محمدحسن، رجبعلى را مى‌توان نام برد.     
از ديگر نقاشان نامدار اين دوره محمد غفاري، مشهور به کمال‌الملک، نقاش دربار ناصرى و مظفرى است که تا دوران رضاشاه پهلوى نيز مى‌زيسته است 

 كمال‌ الملك‌ نقاش‌ و مينياتوريست‌ معروف‌ اين‌ دوره‌  چند سال‌ در اروپا به‌ مطالعه‌ سبك‌ نقاشي‌ غربي‌ پرداخت‌ و نوعي‌ تلفيق‌ و تركيب‌ بين‌ نقاشي‌ ايران‌ و اروپايي‌ بوجود آورد.

از آثار وى فالگير بغدادي، عرب خوابيده را مى‌توان نام برد


خوشنویسی:

از آثار اين دوران هزار و يکشب با ۱۳۴ نگاره و به خط نستعليق و رقاع در ۶ جلد است که کاتب آن محمدحسين تهرانى بود. مجموعهٔ ديگر خمسهٔ نظامى است به خط نستعليق محمد هادى حاجى عبدالله آشتيانى قمى که داراى ۲۵ مجلس مى‌باشد.

همچنين شيرين و فرهاد اثر وحشى بافقى به خط نستعليق و ۵ نگاره اثر صنيع‌الملک را مى‌توان نام برد. از اين دوران چندين شاهنامه و مجموعه‌اى ديگرى نيز باقى مانده است.   

  هنر های دیگر:

ساخت‌ ظروف‌ و قطعات‌ تزئيني‌ از جنس‌ طلا و نقره‌ و جواهر از ديگر ويژگي‌هاي‌ هنري‌ اين‌ دوره‌ به‌ شمار مي‌آيد. اين‌ ظروف‌ به‌ گونه‌اي‌ ظريف‌ و هنرمندانه‌ نقاشي‌ مي‌شدند. بسياري‌ از ظروف‌ و اشياء بلورين‌ اين‌ دوره‌ نيز به‌ تأسي‌ از هنر شيشه‌گري‌ اروپايي‌ با رنگ‌هاي‌ آبي‌ فيروزه‌اي‌، آبي‌ لاجوردي‌،سبز، كرم‌، صورتي‌ و قرمز ساخته‌ مي‌شد. در آبگينه‌هاي‌ عصر قاجار حتي‌ از نظر فرم‌ و شكل‌ نيز تازگي‌ و بدعت‌ رخ‌ نمود و از اين‌ رو شيشه‌هاي‌ قاجاريه‌ امروز از آثار گرانقدر و ذي‌ قيمت‌ موزه‌هاي‌ ايران‌ وجهان‌ مي‌باشند.


 

هنر قالي‌ بافي‌ و پارچه‌ بافي‌ اين‌ عهد در قياس‌ با توليدات‌ روزگار صفويه‌ در توليد و طرح‌ و نقش‌ با افت‌ چشمگيري‌ مواجه‌ گشت‌ و ما در اين‌ دوره‌ كمتر شاهد قالي‌ هاي‌ نفيس‌ و گرانبهاي‌ كاشان‌ و كرمان‌ مي‌باشيم‌. در دوره‌ قاجار انواع‌ پارچه‌ ها شامل‌ مخمل‌، ترمه‌، زري‌، كرباس‌، متقال‌، شال‌ و برك‌ و عبا توليد مي‌شد. خراطي‌ و هنر چوب‌ كاري‌ نيز در اين‌ عصر رونق‌ داشت‌ و اشياء چوبي‌ زيادي‌ توليد شد.

منبت‌ كاري‌، خاتم‌ كاري‌ و مينا كاري‌ نيز در دوره‌ قاجاريه‌ رواج‌ داشت‌ و انواع‌ جعبه‌، قاب‌ آينه‌، عينك‌،عصا، جعبه‌ انفيه‌، قلمدان‌ و ظروف‌ كوچك‌ مزين‌ به‌ اين‌ هنرها پديد آمدند كه‌ هم‌ اكنون‌ در زمره‌ گنجينه‌ نفائس‌ هنري‌ قاجاريه‌ محسوب‌ مي‌شوند. دوره‌ قاجاريه‌ را عليرغم‌ اين‌ جلوه‌هاي‌ هنري‌ دوره‌ انحطاط هنر و صنايع‌ ايراني‌ دانسته‌اند چرا كه‌ بدليل‌ تسهيلات‌ رفت‌ و آمد بين‌ ايران‌ و اروپا و ورود كالاها و اجناس‌ هنري‌ غربي‌، هنر ايراني‌ دستخوش‌ دگرگوني‌ و افول‌ گشت‌ و كمتر ابتكاري‌ در رشته‌هاي‌ مختلف‌ هنري‌ پديد آمد.

استفاده‌ از پارچه‌هاي‌ فاستوني‌ انگليسي‌، كفش‌هاي‌ چرمي‌ اروپايي‌، سماورهاي‌ گران‌ قيمت‌ روسي‌، ظروف‌ چيني‌ آلماني‌ و روسي‌، قماش‌ لهستاني‌ و بلورجات‌ بلغاري‌ و فرانسوي‌ بتدريج‌ افراد متمول‌ و درباري‌ را جذب‌ اشياء هنري‌ غربي‌ نمود و رفته‌ رفته‌ جامعه‌ بسوي‌ هنر غربي‌ و اروپايي‌ تمايل‌ يافت‌. اوج‌ اين‌ جريان‌ در دوره‌ پهلوي‌ پديدار گشت‌ و در مقابل‌ ضربه‌ سنگيني‌ را بر هنرها و صنايع‌ دستي‌ ايران‌ وارد آورد.

 

منابع‌:

1 ـ شميم‌، علي‌ اصغر: ايران‌ در عهد سلطنت‌ قاجاريه‌، تهران‌، علمي‌، 1366.

2 ـ دبليو، ر، فوريه‌: هنرهاي‌ ايران‌، تهران‌، فروزان‌، 1374.

3 ـ گشايش‌، فرهاد: تاريخ‌ ايران‌ و جهان‌، تهران‌، عفاف‌، 1378.

 

+ نوشته شده توسط آرش نخعی در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ و ساعت 14:13 |

استاد واشقانی فراهانی هم از بین ما رفت

در دنیای هنر ایران زمین هستند استادانی که ناشناخته تر از هنرمندان می مانند.اما اگر نبودند شاگرادان آنان همچنان نام انها غریب می ماند.استاد واشقانی فراهانی بسیار مهربان با چهره ای دلنشین و خطی به محکمی کوه بود.

مگر چند سال می گذرد تا استادانی به این بزرگی به دنیا معرفی شود .فراموش نمیکنم حرف استادان خود را که میگفتند زمانی که بعد از مرگ استاد کلهر به پستویی در خانه او پی برده بودند از زمین تا زیر سقف کاغذ هایی به صورت تمرین نگاشته شده بود که گاهی فقط نمونه هایی از تمرین و سیاه مشق هایی چند روز بوده است .

از خودمان بپرسیم چند نفر از خوشنویسان امروزی این گونه تمرین میکنند و افتادگی و آرامی قدیمی ها را دارند و از غرور در نمایشگاه هایشان کمتر صحبت میشود.

تقدیم به استاد عزیزم استاد واشقانی که دیگر در میان ما نیست .روحش شاد

استاد فتحعلي واشقاني در سال ۱۳۰۹ در قريه واشقان از توابع فراهان اراك چشم به جهان گشود.

 در اوان كودكي نخست به فراگيري قرآن كريم و تحصيلات مكتبي و تمرين خوشنويسي پرداخت.اولين استاد او در خط، شادروان ميرزا ذبيح ا..واشقاني بود كه نسبتي نيز با فتحعلي جوان داشت. فتحعلي واشقاني در سال ۱۳۰۷ در كلاسهاي آزاد خوشنويسي، نزد استاد سيد حسن ميرخاني به فراگيري خط نستعليق مشغول شد. او در سال ۱۳۳۵ از واشقان به تهران مهاجرت كرد و در سال ۱۳۳۷ در كلاس هاي آزاد اساتيد خوشنويس مرحوم «سيد حسين و سيد حسن ميرخاني» به فراگيري خط نستعليق مشغول شد.و به سرعت مدارج هنري و ظرافت ها و صلابت هاي خوشنويسي را آموخت و در اندك زماني مورد تأييد اساتيدي چون «سيد حسين ميرخاني»، «سيد حسن ميرخاني» و «علي اكبر كاوه» قرار گرفت.

 وي در سال 1358 مقام استادي خط نستعليق را اخذ كرد و از بنيانگذاران انجمن خوشنويسان استان مركزي است.

استاد واشقاني از سال ۱۳۴۶ به عنوان مربي و معلم خط نستعليق در كلاسهاي انجمن خوشنويسان ايران به تعليم هنر جويان پرداخت.اين همكاري تاكنون بي وقفه ادامه داشته و عرصه تعليم اين هنر را به زادگاه خويش نيز كشانده است.در طول سالها تدريس، واشقاني هنرجويان بسياري را تعليم داده و بسياري از او تعليم ديده اند و مدارج عاليه را طي كرده و برخي نيزبه تعليم شاگرداني همت گماشته اند.فتحعلي واشقاني در سال ۱۳۵۸ رسماً از سوي انجمن خوشنويسان ايران به مقام استاد نستعليق نايل آمد.

استاد فتحعلي واشقاني پس از پيروزي انقلاب نيز در بهمن ماه ۱۳۵۹ با تأسيس كلاسهاي رسمي خوشنويسي در شهرهاي اراك، خمين، محلات، دليجان، آشتيان و تفرش سطح خوشنويسي در اين مناطق را ارتقا داد.

او در سال ۱۳۷۱ به عنوان نماينده جمهوري اسلامي ايران جهت اشاعه هنر خوشنويسي به كشور يمن رفت و در سال ۱۳۷۵ نيز به همراه ساير استادان به كشور جمهوري آذربايجان سفر كرد.

در سال ۱۳۶۷ با استناد به آثار قلمي و نمايشگاه و فعاليتهاي فرهنگي هنري كه در اين سالها از واشقاني به جاي مانده بود، نشان درجه يك هنري توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به استاد اعطا شد همچنين چندي پيش در كنار ۹ نفر از پيشكسوتان صنايع دستي استان مركزي كه زادگاه آنان در اين استان است،از واشقاني هم تجليل و قدرداني شد. اين هنرمندان از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان مركزي مورد تقدير قرار گرفته و لوح و تنديس نقره دريافت كردند.بي جهت نيست كه خانه صنايع دستي و نگارخانه مهمي را در شهر اراك، به نام استاد «فتحعلي واشقاني» نامگذاري كرده اند

مراسم تشعیع پیکر استاد واشقانی فراهانی (15 آبان ماه) در تهران و  (16 آبان ماه) در زادگاهش واقع در روستای واشقان برگزار می شود.

آرام بخواب استاد ...آرام


+ نوشته شده توسط آرش نخعی در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 21:1 |

هنر زندیه پیشرفت در نقاشی

هنر ايراني‌ در دوره‌ حكومت‌ ‌زنديه داراي‌ ويژگي‌ منحصر به‌ فردي‌ نيست‌ و در مصنوعات‌ دستي‌ و صنايع‌ مستظرفه‌ اين‌ عهد نوآوري‌ و ابتكاري‌ به‌ چشم‌ نمي‌خورد. رشته‌هاي‌ مختلف‌ هنري‌ دوره‌ زنديه‌ اغلب‌ با الهام‌ از سبك‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ مسير خود را ادامه‌ دادند و اگرچه‌ به‌ نوعي‌ ادامه‌ تدريجي‌ تكنيك‌ها و سبك‌هاي‌ قبلي‌ بخصوص‌ دوره‌ ‌صفويه بودند ولي‌ دچار انحطاط و زوال‌ قابل‌ توجهي‌ نشدند.

صنعت‌ فلزكاري‌ اين‌ دوره‌ را تقريبا مي‌توان‌ ادامه‌ شيوه‌ صفويه‌ دانست‌ با اين‌ حال‌ اشياء فلزي‌ اين‌ عصر فاقد زيبايي‌ و ظرافت‌ قبل‌ است‌. سفالگري‌ عهد زنديه‌ نيز بيشتر با الهام‌ و بهره‌گيري‌ از شيوه‌هاي‌ سفال‌ سازي‌ عثماني‌ و اروپا انجام‌ گرفته‌ است‌ و با وجود اينكه‌ ظروف‌ سفالي‌ اين‌ دوره‌ هرگز به‌ زيبايي‌ و كمال‌ توليدات‌ عهد صفويه‌ نرسيد ولي‌ ساخت‌ نمونه‌هاي‌ جديد در تزئينات‌ سفالي‌ رايج‌ گشت‌ و استعمال‌ رنگ‌ تند گل‌ سرخي‌ كه‌ در دوره‌هاي‌ قبل‌ معمول‌ نبود نقش‌هاي‌ زيبايي‌ را پديد آورد.

 در عصر زنديه‌ نائين‌ مركز توليد ظروف‌ زيباي‌ سفالي‌ و بدلي‌ چيني‌ بود.

هنر نقاشي‌ در اين‌ دوره‌ به‌ پيشرفت‌هاي‌ قابل‌ توجهي‌ نائل‌ آمد. در عهد كريم‌ خان‌ نقاشان‌ بزرگي‌ ظهور كردند و سبك‌ مينياتور كه‌ در دوره‌ افشاريه‌ دچار افول‌ شده‌ بود مجددا رونق‌ يافت‌. از ويژگي‌هاي‌ نقاشي‌ اين‌ دوره‌ استفاده‌ از نقوش‌ زيبا و زنده‌، به‌ كارگيري‌ تكنيك‌هاي‌ تصويرسازي‌ و بهره‌گيري‌ از سبك‌ اروپايي‌ است‌. صلح‌ و آرامشي‌ كه‌ در اين‌ دوره‌ در شيراز و ساير شهرهاي‌ ايران‌ بوجود آمد فرصت‌ مناسبي‌ بود براي‌ نقاشان‌ كه‌ تصاوير زيبايي‌ از خود به‌ يادگار گذارند.

 كريم‌ خان‌ نيز به‌ امور هنري‌ علاقه‌ داشت‌ و هنرمندان‌ بويژه‌ نقاشان‌ را مورد تشويق‌ خود قرار مي‌داد. نقوش‌ بجاي‌ مانده‌ از دوره‌ زنديه‌ علي‌ الخصوص‌ نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ ادامه‌ سبك‌ مينياتور صفويه‌ را گواهي‌ مي‌دهد با اين‌ تفاوت‌ كه‌ مينياتور عصر زند بشدت‌ متأثر از سبك‌ شيراز بوده‌ است‌. نقاش‌ معروف‌ روزگار زنديه ‌ابوالحسن‌ غفاري‌ بود كه‌ تابلوهاي‌ زيبايي‌ از كريم‌خان‌، رضاقلي‌ ميرزا و جهانشاه‌ قراقويونلو را ترسيم‌ كرده‌ است‌.

نقاشي‌ روي‌ چرم‌ نيز در اين‌ دوره‌ معمول‌ بود و استاد علي‌ اشرف‌ از نقاشان‌ بزرگ‌ اين‌ عصر در اين‌ فن‌ سرآمد روزگار خود محسوب‌ مي‌شد و نقاشي‌ ديواري‌ بقعه‌ هفت‌ تنان‌ شيراز منسوب‌ به‌ اوست‌.

 علاوه‌ بر مينياتور; ترسيم‌ تصاوير در قالب‌ تابلوهاي‌ نقاشي‌ و نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ فراواني‌ كه‌ در ابنيه‌ معروف‌ اين‌ دوره‌ نظير ‌عمارت‌ كلاه‌ فرنگي، عمارت‌ ديوانخانه‌ و ارك‌ كريم‌خاني‌ بر جاي‌ مانده‌ اوج‌ هنر نقاشي‌ اين‌ عصر را نمايان‌ مي‌سازد. اين‌ نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ داراي‌ رنگ‌هاي‌ درخشان‌ وزنده‌اي‌ مي‌باشند و به‌ گونه‌اي‌ هنرمندانه‌ با گياهان‌ و پرندگان‌ پوشيده‌ شده‌اند.

هنر خطاطي‌ و خوش‌ نويسي‌ نيز در اين‌ دوره‌ پيشرفت‌ كرد و خوشنويسان‌ مشهوري‌ در عهد زنديه‌ ظهور كردند. اين‌ خطاطان‌ كه‌ در انواع‌ خط و گاه‌ نقاشي‌ و شاعري‌ نيز مهارت‌ داشتند شاهكارهايي‌ در خطوط نسخ‌ و نستعليق‌ پديد آوردند و واسطه‌ انتقال‌ اين‌ هنر ظريف‌ به‌ خوش‌ نويسان‌ قاجاريه‌ بودند.

هنر قلمدان‌ سازي‌ و ساخت‌ جلدهاي‌ لاكي‌ نيز در دوره‌ زنديه‌ رونق‌ يافت‌ و سبب‌ پيشرفت‌ فراوان‌ آن‌ در عهد قاجاريه‌ شد.

در مجموع‌ مي‌توان‌ گفت‌ بر خلاف‌ دوره‌ افشاريه‌، هنرمندان‌ زنديه‌ در رشته‌هاي‌ مختلف‌ هنري‌ فعاليت‌ شايان‌ توجهي‌ از خود نشان‌ دادند و با وجود اينكه‌ در اين‌ دوره‌ كمتر ابتكار و نوآوري‌ خاصي‌ روي‌ داده‌ است‌ ولي‌ سبك‌ و تكنيك‌هاي‌ هنري‌ بر جاي‌ مانده‌ از دوره‌ صفويه‌ با مهارت‌ به‌ دوره‌ قاجاريه‌ انتقال‌ يافت‌. شاخصه‌ مهم‌ اين‌ عصر تأثير پذيري‌ هنر ايران‌ از ممالك‌ غربي‌ بود كه‌ بيشتر ناشي‌ از ارتباط و مراودات‌ فراوان‌ بين‌ ايران‌ و كشورهاي‌ مختلف‌ اروپايي‌ بوده‌ است‌.

 عمارت هفت تنان


ارگ کریم خان


ارگ کریم خان (داخلی)


برچسب‌ها: هنر زندیه, زندیه
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 8:7 |
هنر افشاریه در ابهام

 

کلات نادری


 

دوره‌ حكومت‌ پر تلاطم‌ نادرشاه‌ افشار را عصر افول‌ نسبي‌ هنر ايران‌ در رشته‌هاي‌ مختلف‌ خوانده‌اند. نادرشاه‌ پس‌ از تأسيس‌ سلسله‌ افشاريه‌ (1148 ه.ق‌) تا پايان‌ زندگي‌ خويش‌ (1160 ه.ق‌) كمتر مجال‌ توجه‌ به‌ هنر و هنرمندان‌ را يافت‌. حكومت‌ دوازده‌ ساله‌ نادر توأم‌ با جنگ‌ و لشكركشي‌ وفتوحات‌ و مبارزات‌ بود و شاه‌ افشار بخش‌ اعظم‌ اوقات‌ خود را در اغتشاشات‌ سياسي‌ و نظامي‌ سپري‌ كرد و فرصت‌ و مجالي‌ براي‌ ترويج‌ هنر و آباداني‌ پادشاهي‌ وسيع‌ خود نيافت‌ و تنها ويژگي‌ اين‌ دوره‌ اختلاط سبك‌هاي‌ هنري‌ ايران‌ با هند بود كه‌ به‌ اوج‌ خود رسيد.

 

نقاشی از نادر شاه در موزه ویکتوریا


نقاشي‌ ايران‌ در عهد افشاريه‌ بيشتر منحصر به‌ نادر و تمايلات‌ قدرت‌ طلبانه‌ وي‌ بود و تصاويري‌ كه‌ از وي‌ باقي‌ مانده‌اند نفوذ نقاشي‌ اروپايي‌ و انحطاط هنر نقاشي‌ ايراني‌ را به‌ وضوح‌ نشان‌ مي‌دهند.ظاهرا در دربار نادر علاوه‌ بر نقاشان‌ ايراني‌، چهره‌نگاران‌ هندي‌ و حتي‌ نقاشي‌ آلماني‌ به‌ نام‌ كاسل‌ نيز حضور داشته‌اند. چند تابلوي‌ نقاشي‌ از نادر در موزه‌هاي‌ انگلستان‌ وجود دارد كه‌ توسط نقاشان‌ هندي‌ ترسيم‌ شده‌ است‌ و نقاشي‌ آلماني‌ نيز دستور داشته‌ تا صحنه‌هاي‌ نبردهاي‌ وي‌ را نقاشي‌ كند. در اين‌ دوره‌ از مينياتورهاي‌ سحرانگيز و افسونگر صفويه‌ خبري‌ نيست‌ و به‌ خوبي‌ ورود هنر نقاشي‌ ايران‌ به‌ سراشيبي‌ سقوط را نمايان‌ مي‌سازد.

 

 

نگاره نادر شاه و محمد شاه گورگانی


 

جواهرسازي‌ و طلاكاري‌ نيز در اين‌ دوره‌ كماكان‌ شيوه‌ پيشين‌ خود را ادامه‌ داد ولي‌ كمتر از رشته‌هاي‌ هنري‌ ديگر دستخوش‌ افول‌ گرديد. وجود جواهرات‌ بسيار و گوهرهاي‌ اصيل‌ آبدار كه‌ نادر از هندوستان‌ به‌ غنيمت‌ آورده‌ بود تا حدودي‌ موجب‌ رونق‌ هنر ظريف‌ جواهرسازي‌ شد و هنرمندان‌ اين‌ دوره‌ اوج‌ استعداد خود را در ساختن‌ شاهكارهايي‌ همچون‌ تخت‌ تمام‌ طلا و جواهر موسوم‌ به‌ تخت‌ نادري‌ جلوه‌گر ساختند.

 

الماس دریای نور


نادر ظاهرا به‌ هنر خطاطي‌ و خوشنويسي‌ و تذهيب‌ كتاب‌ نيز علاقه‌ داشته‌ است‌ و نمونه‌ خطي‌ كه‌ به‌ او منسوب‌ است‌ اسلوب‌ پخته‌اي‌ دارد. با اين‌ حال‌ اشتغال‌ دائم‌ او به‌ جنگ‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ مانع‌ از حمايت‌ اين‌ شاه‌ قوي‌ پنجه‌ از خطاطان‌ و صحافان‌ اين‌ دوره‌ شد.

 

نمونه کتابت و خوشنویسی مربوط به دوره افشاریه


هنر سفالگري‌ و فلزكاري‌ اين‌ دوره‌ نيز كاملا تقليدي‌ از دوره‌ صفويه‌ است‌ ولي‌ نقش‌هاي‌ نسبتا زمخت‌ بر روي‌ ظروف‌ سفالي‌ و چيني‌ و حكاكي‌هاي‌ نامناسب‌ بر روي‌ ظروف‌ فلزي‌ نمايانگر انحطاط تدريجي‌ اين‌ هنرها در عهد افشاريه‌ است‌.

 

به‌ طور كلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ از اين‌ دوره‌ به‌ بعد كليه‌ رشته‌هاي‌ هنري‌ ايران‌ دچار افول‌ و انحطاط نسبي‌ شدند و هنرمندان‌ و صنعتگران‌ به‌ جاي‌ ايجاد ابتكار و نوآوري‌ در رشته‌هاي‌ خود به‌ تقليد ناقص‌ و نيمه‌ كاره‌ از سبك‌هاي‌ هنري‌ اروپايي‌ و تا حدودي‌ هندي‌ پرداختند.

  کتیبه نادر شاه در مدخل دربند ارغوان شاه در کلات نادری ( درگز خراسان)


 

نمونه سکه ضرب شده در دوره افشاریه


 

شمشیر جواهر نشان نادر شاه 


منابع‌:

 

1-شعباني‌، رضا: تاريخ‌ اجتماعي‌ ايران‌ در عصر افشاريه‌

2 - اسكارچيا، جيان‌ روبرتو: تاريخ‌ هنر ايران‌

3- گشايش‌، فرهاد: تاريخ‌ هنر ايران‌ و جهان‌ (بخش‌ وقايع‌ نگاري‌ تاريخ‌ ايران‌

4- دبليو، ر، فوريه‌: هنرهاي‌ ايران‌

 


برچسب‌ها: هنر افشاریه
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ و ساعت 11:17 |
از صبر ،حوصله و دقت شما در مطالعه مطالب سپاسگذارم


Powered By
BLOGFA.COM