رشد چشمگیر هنر نقاشی در دوره قاجاریه

هنر ايران در عهد قاجاریه در رشتههايي همچون نقاشي و صنايع مستظرفه به پيشرفتهاي چشمگيري نايل آمد ولي در ساير شاخههاي هنري در رخوت و ركودي نسبي فرو رفت. نقاشي اين دوره تا حدودي از سبك غربي تأثير پذيرفت و بيشتر بر روي پارچه وبوم ترسيم ميگشت ولي در كنار آن سبك و مكتب جديدي به نام مكتب نقاشي قاجاريه نيز پديد آمد كه بر در و ديوار كاخها و منازل و اماكن عمومي كشيده ميشد.

اين هنر در اواسط قاجاريه به اوج شكوفايي خود رسيد و تزئينات مختلف ساختمانها بوسيله نقاشيهاي هفت رنگ و مينايي با نقوش مينياتور، نقشهاي انساني وحيواني و گياهي و طرحهاي تزئيني غربي و رومي و يوناني اجرا ميگشت. در نقاشي اين دوره از رنگهاي جديد و تند مانند قرمز به فراواني استفاده ميشد.

نقاشي مينياتور نيز در دوره قاجاريه به رشد و تعالي والايي دست يافت و ترسيم تصاوير افراد و تك چهرهها در زمره زيباترين و گرانبهاترين نقاشيهاي مينياتور اين دوره محسوب ميگرديد.



در دوره حكومت فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه مينياتورهاي بسيار زيبايي ترسيم شد و در هيچ دوره تاريخي ديگر اين تعداد تصوير از سلاطين و پادشاهان ايران ترسيم نگرديد; اين تصاوير بسيار زيبا بر روي بوم پارچهاي و كاشي اجرا ميشد.



از ويژگيهاي نقاشي قاجاريه ابداع مكتب نقاشي قهوهخانهاي بود و تصاوير زيبايي از داستانهاي شاهنامه فردوسي و قهرمانان تاريخي ايران بر ديوارها ترسيم ميگشت.

از نقاشان قهوهخانه نيز مىتوان حسين قوللر آقاسي، محمد مدبره، محمد حميدي، عباس بلوکىفر، حسين همداني، حسن اسماعيلزاده و ميرزا مهدى شيرازى را نام برد. نقاشى قهوهخانه، نقاشىهاى حماسى مذهبى و ملى است که به اين نام مشهور شدهاند.

هنر نقاشي با بهرهگيري از شيوه غربي نيز به موازات ساير فن آوريهاي هنري در ايران رواج يافت و در اواخر دوره قاجاريه به اوج خود رسيد.
ابداع و رواج نوعي خاصي از نقاشي با فن آوري و تكنيك غربي كه به طرز خارق العادهاي ايراني شده است از ديگر ويژگيهاي مهم نقاشي اين عهد به شمار ميرود. در اين سبك با وجود به كارگيري تمامي عناصر نقاشي غربي از قبيل طرح، نقش، بافت رنگ و مواد و قلم مو به همراه به كارگيري اصول و قواعد نقاشي غربي مانند نور و سايه و رنگهاي مكمل و پرسپكتيو; روح حاكم بر نقاشي كاملا ايراني است. اين سبك نقاشي توانست در دوره قاجاريه و حتي پهلوي به عنوان يك مكتب اصيل، زيبا، زنده و ماندگار جاي خود را در تاريخ نقاشي ايران باز نمايد.
نقاشان مشهور اين دوران عبارتند از: ميرزا بابا، سيد ميرزا و محمد صادق. اينها بنيانگذاران مکتب قاجارى هستند. از ديگر نقاشان مشهور اين دوران، مهرعلي، عبداللهخان، محمدحسن، رجبعلى را مىتوان نام برد.
از ديگر نقاشان نامدار اين دوره محمد غفاري، مشهور به کمالالملک، نقاش دربار ناصرى و مظفرى است که تا دوران رضاشاه پهلوى نيز مىزيسته است

كمال الملك نقاش و مينياتوريست معروف اين دوره چند سال در اروپا به مطالعه سبك نقاشي غربي پرداخت و نوعي تلفيق و تركيب بين نقاشي ايران و اروپايي بوجود آورد.

از آثار وى فالگير بغدادي، عرب خوابيده را مىتوان نام برد


خوشنویسی:
از آثار اين دوران هزار و يکشب با ۱۳۴ نگاره و به خط نستعليق و رقاع در ۶ جلد است که کاتب آن محمدحسين تهرانى بود. مجموعهٔ ديگر خمسهٔ نظامى است به خط نستعليق محمد هادى حاجى عبدالله آشتيانى قمى که داراى ۲۵ مجلس مىباشد.


همچنين شيرين و فرهاد اثر وحشى بافقى به خط نستعليق و ۵ نگاره اثر صنيعالملک را مىتوان نام برد. از اين دوران چندين شاهنامه و مجموعهاى ديگرى نيز باقى مانده است.

هنر های دیگر:
ساخت ظروف و قطعات تزئيني از جنس طلا و نقره و جواهر از ديگر ويژگيهاي هنري اين دوره به شمار ميآيد. اين ظروف به گونهاي ظريف و هنرمندانه نقاشي ميشدند. بسياري از ظروف و اشياء بلورين اين دوره نيز به تأسي از هنر شيشهگري اروپايي با رنگهاي آبي فيروزهاي، آبي لاجوردي،سبز، كرم، صورتي و قرمز ساخته ميشد. در آبگينههاي عصر قاجار حتي از نظر فرم و شكل نيز تازگي و بدعت رخ نمود و از اين رو شيشههاي قاجاريه امروز از آثار گرانقدر و ذي قيمت موزههاي ايران وجهان ميباشند.


هنر قالي بافي و پارچه بافي اين عهد در قياس با توليدات روزگار صفويه در توليد و طرح و نقش با افت چشمگيري مواجه گشت و ما در اين دوره كمتر شاهد قالي هاي نفيس و گرانبهاي كاشان و كرمان ميباشيم. در دوره قاجار انواع پارچه ها شامل مخمل، ترمه، زري، كرباس، متقال، شال و برك و عبا توليد ميشد. خراطي و هنر چوب كاري نيز در اين عصر رونق داشت و اشياء چوبي زيادي توليد شد.

منبت كاري، خاتم كاري و مينا كاري نيز در دوره قاجاريه رواج داشت و انواع جعبه، قاب آينه، عينك،عصا، جعبه انفيه، قلمدان و ظروف كوچك مزين به اين هنرها پديد آمدند كه هم اكنون در زمره گنجينه نفائس هنري قاجاريه محسوب ميشوند. دوره قاجاريه را عليرغم اين جلوههاي هنري دوره انحطاط هنر و صنايع ايراني دانستهاند چرا كه بدليل تسهيلات رفت و آمد بين ايران و اروپا و ورود كالاها و اجناس هنري غربي، هنر ايراني دستخوش دگرگوني و افول گشت و كمتر ابتكاري در رشتههاي مختلف هنري پديد آمد.

استفاده از پارچههاي فاستوني انگليسي، كفشهاي چرمي اروپايي، سماورهاي گران قيمت روسي، ظروف چيني آلماني و روسي، قماش لهستاني و بلورجات بلغاري و فرانسوي بتدريج افراد متمول و درباري را جذب اشياء هنري غربي نمود و رفته رفته جامعه بسوي هنر غربي و اروپايي تمايل يافت. اوج اين جريان در دوره پهلوي پديدار گشت و در مقابل ضربه سنگيني را بر هنرها و صنايع دستي ايران وارد آورد.
منابع:
1 ـ شميم، علي اصغر: ايران در عهد سلطنت قاجاريه، تهران، علمي، 1366.
2 ـ دبليو، ر، فوريه: هنرهاي ايران، تهران، فروزان، 1374.
3 ـ گشايش، فرهاد: تاريخ ايران و جهان، تهران، عفاف، 1378.
+ نوشته شده توسط آرش نخعی در چهارشنبه هشتم آذر 1391 و ساعت
14:13 |